سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

676

تاريخ ايران ( فارسى )

سكهء يزدگرد سوم فصل چهل و سوم سقوط امپراطورى ايران بدست اعراب نماينده عرب حضور يزدگرد سوم چنين ميگويد : « آنچه راجع به وضع سابق اعراب گفته شد راست و درست است . خوراك آنها سوسمار زنده بود ، دخترهايشان را زنده‌بگور ميكردند ، شايد بعضى از لاشهء مردارها ميهمانى ميكردند و خون ميآشاميدند . . . آرى اين وضع سابق آنها بود . اما خداوند به فضل خودش پيغمبرى از ميان ما مبعوث كرد و بدست او كتاب مقدسى فرستاد كه دين حق را بما تعليم ميدهد » . سلطنت قباد دوم و صلح او با روم 628 ميلادى قباد دوم خود را پس از خلع پدر پادشاه اعلام نموده و بر تخت نشست . نخستين اقدام او همانا صلح با هرقل است . وى نامه‌اى كه در اين باب به امپراطور نوشته با مضمون جوابيهء او هردو محفوظ مانده و از ديدن آن معلوم مىشود كه اين دو پادشاه تا چه اندازه پى بمضرّت اين جنگ‌ها برده و فهميده‌اند كه آن موجب خرابى و زوال دولت و ملت آنها مىباشد . حتى هرقل منظورش از تمام اين جنگهاى برق‌آسا فقط دفاع بوده است . و الا خودش هم از جنگ خسته و فرسوده شده كاملا حاضر بود كه نظريهء قباد را استقبال نمايد . خلاصه محاربات سخت وحشتناك 26 سال به صلح خاتمه يافته